آترینآترین، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 12 روز سن داره

آترین کوچولو

بدون عنوان

این روزهااا نزدیک جشنهای هالوین تو خارج از کشور هست امروز کلاس زبان داشتید و به قول خودتون teacher گفته بود بادکنک نارنجی و مقوا مشکی بیارید اینها هم عکسهاتون که بعد کلاس گرفتیم این چندتا هم عکسهایی که مربیتون سر کلاس ازتون گرفته ️ ...
10 آبان 1396

🙏🙏

امشب بعد از مدتهااا کشف کردم امکان جدیدی نینی وبلاگ گذاشته از طریق تلگرام میشه مطالب رو بروز کرد ذوققققییدم ...
5 آبان 1396

خرید از شیرین عسل😉

سه شنبه همین هفته 2 ام آبان داشتیم از کلاس بر میگشتیم که با دوست دانیال و مامانش رفتیم شیرین عسل خرید کنیم یه سبد برداشته بودی و میچرخیدید دوتایی و خرید میکردین,دانیال جان همشاگردی کلاس زبانت هست عزیزززم الان زبان ch10هست برا خودتون کلی لغت یاد گرفتید ...
5 آبان 1396

نامزدی رضای عمه زهرا

اینم عکسهای خوشگلت که با لباسی که برا عروسی پسر عمه زهرا دوختم ازت گرفتم جیگرم این مدل رو تو اینستاگرام تن یه دختر کوچولو دیده بودم برات از رو اون دوختم خیلییی دوسش داری همونطوری که دوست داری پف میکنه ️...
5 آبان 1396

تولد خورشید کوچولو تیرماه 96

ایشون خورشید خانوم دختر دایی شما که تازه به دنیا آمده و شما هم خیلی دوسش داری ,هی میگی بزار من اینکارش رو بکنم اون کارش رو بکنم,یاد اون موقع های خودم میافتم که مامان جون تعریف میکرد ,دایی حسن به دنیا آمده بود و ذوق داشتم ,خورشید کوچولو با اون ابروهاش خیلی خیلی شبیه دایی حسن شده اینم خودش و کیکش که من با همکاری شما براش درست کردم...
4 آبان 1396

تولد مانی مهرماه 96

Shima: اینجا تولد مانی یکی از دوستای صمیمیت هست عزیزم کیکش هم دست پخت مامان امروز رفتم آرایشگاه که موهامو کوتاه کنم تو هم رو صندلی بغل نشسته بودی گفتی مامان منم موهامو میخوام کوتاه کنم مثل تو ,اینجا هم موهات که سشوارم برات کشیدن موهای جدیدت که شبیه مامان کوتاه کردی...
4 آبان 1396